بیست و دوم
سلام دوستان
این یک ماهه ی آخرسال خیلی شدییییید گرفتارم . تقریبا نصف بیشترش که منو مارال و آقای همسر سرماخورده بودیم . الانم که مارال جون قصد داره دندون های نیشش در بیاره و خیلی خیلی اذیته . تقریبا هیچ کاری هم واسه عید نکردم ![]()
خونه تکونی میکنم با کمک مارال جون
الانم که دنبال یه ارتفاع توخونه هستم واسه پهن کردن سفره هفت سین!
البته دخملم ماشاا... خانمه و وقتی باهاش صحبت میکنم دیگه دست نمیزنه ![]()
مارال جون الان صدای : بع بعی ـ جوجو ـ پیشی رو بلده .
مامان ـ بابا ـ دد ـ به به ـ علی ـ برق ـ نیست ـ آب ـ رفت ـ نی نی ـ الو ـ و...
حرکاتی که انجام میده : به حالت قنوت دستاشو بالا میبره و مثلا دعا میکنه . از نماز خوندن حالت سجده رو دقیق انجام میده . وقت سلام کردن باطرف مقابلش دست میده و روبوسی میکنه . وقت خداحافظی بای بای میکنه . استاد رقص و نای نای شده . و...
http://www.8pic.ir/images/75h4bccdldher5qghafk.jpg
فعلا فقط همینا یادمه . بگو ماشــــــــــــاا...
البته ناگفته هم نماند همین الان داره داد میزنه و گریه میکنه . دعاکنید این دندونا هم راحت در بیاد.
واسه اینکه هم تو دیدم باشه هم سرگرم باشه : http://www.8pic.ir/images/psl8qn2or59iz25jyiv0.jpg
http://www.8pic.ir/images/iqqkpkse53oaol0dy0t2.jpg
در اولین فرصت دوباره میام . دعاکنید اشتهاش دوباره برگرده و زودتر این دندوناشم دربیاد . سال خوب و چهارشنبه سوری بی خطری رو واستون آرزو دارم .


بیست و دوم
مریم